انرژی های خاص خودم
سلام... تا حالا انرژی گرفتین... از یک نگاه یا یه لبخند و یا یک بوسه... همیشه فکر می کنم انرژی های من خاص خودمه و هیچکس نمی تونه مثل من انرژی بگیره.... یعنی آخر از خود راضی بودن.... هر روز صبح وقتی لا به لای صف بچه ها راه میرم کلی انرژی می گیرم.... انرژی که زندم می کنه و کلی قلبمو به طپش وادار می کنه.... هر روز صبح کارم شده سر صف رفتن و با بچه ها توصف بودن.... مدیرمون فکر می کنه من خیییلی معلم خوبیم که میام سر صف ... غافل از اینکه نمی دونه من برای خودم سر صفم نه بچه ها و نه مدیر جان.... این روزا راه رفتن و رو برگا پریدنم بهم انرژی می ده.... من انرژی می گیرم از همه چیزایی که می تونم کودکی رو تکرار کنم... موضوعات مرتبط: دل تنگی ها،خاطراتبرچسب ها: کلاس اولی...
ادامه مطلب