گاهی اوقات...
سلام... گاهی اوقات دلت می خواد بنویسی ... اما اینقدر واژه ها در هم ریخته میشن که نمی دونی چطور با هاشون بازی کنی... گاهی هم اینقدر دلتنگ واژه هات می شی که نوشتن یادت میره.... گاهی هم تمام واژه ها باهات دوستن و عاشقانه هایی رو رقم می زنن.... و همیشه اون روزایی که واژه با من دوستن قلم و تکه کاغذ ها ازدست من قایم می شن... چون می ترسن از اشک ها و لبخند های خیال من.... پ.ن :یادمه یه زمانی یه نفر بهم می گفت ابر بهاری.... می گفت چون احساسات تو دقیقا مثل هوای بهار...خنده و گریه و غصه و شادی تو کسی نمی فهمه... الان خودمم احساسمو گم کردم... برچسب ها: کلاس اولی...
ادامه مطلب