در این صفحه میتوانید تمام مطالب مرتبط با «چرا کودک من درست نمی خوابد» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.
خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : کودکانی با طعم نارنجی..... و مهر من سلام و من چی بگم.... و چرا من درس نخوندم.....ها..
با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت
کلاس اولی دسترسی پیدا کنید
سلااااام
تو دفتر یک مدرسه غیر انتفاعی نشسته بودم و چشمم همه جای دفتر می چرخید
دفتر کوچکی که به زیبایی آراسته شده بود...
تو افکار خودم بودم که مامان یک دانش آموز وارد دفتر شد....
طاهر مامان دانش آموز در شان ورود به یک مدرسه نبود و یعنی حجابش درست و در خور
یک ایرانی نبود....
مامان مستقیم رفت به کنار میز مدیر و با یک سلام معمولی خانم مدیر رو متوجه خودش کرد
خانم مدیر به احترامش بلند شد و سلام کرد و تقاضا کرد بنشیند....
مامان دانش آموز با توپ پر شروع کرد به صحبت کردن که ...
دختر من از معلمش می ترسه...
خانم مدیر:چرا؟
مامان :از چشمای خانومشون....
خانم مدیر با تعجب به مامان نگاه کرد و مامان ادامه داد وقتی داره درس می پرسه به
بچه من نگاه نکنه....
خانم مدیر گفت ولی همکارمون خیییییلی مهربونن و مامان ادامه داد :بله مهربونن اما چشماش
جالب نیست...یعنی خوشگل نیست...
من از رو صندلی بلند شدم...
ادامه مطلب سلاااااام
سلام به مهر ...سلام به....
امسال مهر من مهری با مهر است....
مهری پر از آرزوها....
مهری که با یک تجربه ناب شروع شد....
تابستون امسال به لطف و همکاری یکی از مدیران مهربون و دوست داشتنی شهرمون
خانم کریمی عزیز مدیر دبستان شکوفه های انقلاب
یک تجربه ناب به دست آوردم
بچه های کلاس اولی قبل از اینکه بیان کلاس اول وبه طور رسمی آموزش ها رو شروع کنن
من یکسری مهارت های اولیه باهاشون کار کردم...
ادامه مطلب
سلاااااااام با عرض تسلیت به مناسبت رحلت جانگداز رسول اکرم (ص) و امام حسن مجتبی (ع)
به شما همراهان و دوستان گرامی
چند وقتی که نتونستم بیام وبلاگم و سلامی عرض کنم...چون یکم خودمو درگیر کردم...
مدتیِ که بعدازظهرا با یک موسسه خصوصی همکاری می کنم.....
اونجا فسقلی هایی که واقعا نیاز دارن بیشتر باهاشون کار بشه میان و من باهاشون
بازی می کنم...فقط بازی....
تو این مدت خییلی از مامانای کلاس اولی هم میومدن پیشم و
راهکار می خواستن که چطوری به فسقلی شونکمک کنن...
تو این مامانا ....مامانایی بودن که گریه می کردن و حرف می زدن....
یکیشون که دختر موبلند و خوشگلی داشت بهم گفت :املاش ضعیفه...
دلم نمی خواد تو کلاس جزء بچههای شکست خورده باشه....
به دخترمامانی گفتم بنویس تا بسنجمش...بابا بادام داد....نوشت....یهو مامانش گفت
نه اینارو ازبر کردهنمی تونه بنویسه....اَباب،مَدد،مَدو....
...
ادامه مطلب سلااااام
امروز زنگ تفریح تو حیاط مدرسه راه می رفتم فسقلی های سال گذشته اکثرا اومدن دورم
و خااااانم...خاااانم کردن و ابراز احساسات ....
یکی از بچه ها اومد بغلم و گفت دلم تنگ شده بود منم بهش گفتم منم دلم تنگ شده....
بعد گفت خانم شما تابستون چیکار می کردین...
گفتم: هیچی ...بازی...
گفت :چرا درس نخوندی بیای دوم ....ببین خانم درس خوند از دوم رفته چهارم....
اما شما همون اول موندی....خوب درساتو بخون تا بعد بیای ششم وقتی که من
بزرگ شدم....
من
حالا به نظرتون چی کار کنم درس بخونم برم پایه بالاتر یا همون اول بمونم ؟؟؟
حالا به کمک شما نیازمندم... ...
ادامه مطلب