حافظه....

خرید بک لینک
سلام...

زندگی و امتحان و امتحان و زندگی...

روزای سخخخخخت...

اطمینان داشتن بیش از حد من به حافظه....

و دریغ که سلول های خاکستری تنبل شدن...

و اما انرژی های توپ کلاسم.....

چهارشنبه به بچه ها داشتم  جملاتی می گفتم که نشانه جدید در جمله ها به

وفور یافت می شد....

یک جمله این بود<کریم سه اردک با یک بز دارد> مانی کوچولوی دوست داشتنی کلاس

من اومدو جمله رو پاک کرد و گفت من این جمله رو دوست ندارم....

گفتم چرا...؟؟

گفت :چون بابای من اسمش کریمِ....و من دوست ندارم بابام سه اردک داشته باشه....

و بعد نوشت :من بابا کریم را دوست دارم.

اینجاست که وقتی دنیات پر از دلتنگی هم باشه خدا رو شگر می کنی که معلمی اونم از نوع

دوست داشتنی یعنی کلاس اولی....


موضوعات مرتبط: من و کوچولوها
برچسبها: کلاس اولی

کلاس اولی ...

ما را در سایت کلاس اولی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 22 تاريخ: شنبه 14 بهمن 1396 ساعت: 20:59

صفحه بندی