
همیشه زنگ علوم وقتی به درس جانوران می رسم بعد از تدریس به بچه ها می گیم
حالا کنفرانس و هرکی عروسکشو بیاره و در موردش توضیح بده...که حالا کجا زندگی
می کنه چی می خوره و ....
بچه ها بابت این برنامه کلی ذوق می کنن و عروسکای جور واجور میارن و توضیح می دن...
من یک فسقلی بامزه دارم به اسم توحید ....
پسر خوبیه و هیچ موردی باعث نشده اشکش در بیاد همیشه می خنده
فقط خوردن شیر باعث می شه اشکش در بیاد....
حالا همین آقا توحید فسقلی نوبتش شد برای کنفرانس....
یک عروسک لاک پشت مانند و قورباقه شکلی آورده بود(مثلا من نمی دونم لاک پشت نینجا بود)
من فکر کردم می خواد درمورد لاک پشت توضیح بده....
بهش خندیدم و گفتم بلند بگو....
توحید این طوری شروع کرد....
این یک جانور که توی فاضلاب زندگی می کنه....
برادر داره و خواهر نداره....(من با تعجب نگاهش می کردم و حرفی نمی زدم)
یک استاد داره که شکل موشِ....و پیتزا می خورن...
من


گفتم توحید جان اینا کارتونن....الکی....واقعیت نداره....با صدای بلند گفت چرا هستن...
یکی از بچه ها از آخر کلاس گفت:نه توحید وجود دارن ولی اینجا نیستن تو کشورای دورن.....
من

گفتم نه بچه ها اینا تخیلین...واقعیت ندارن....
توحید یهو گفت:اگه این نینجا ها وجود ندارن پس گاو و گوسفندو زرافه هم وجود ندارن
من


حیوانات همه



نینجا ها

حالا به نظرتون من چه کنم....
اینم توحید فسقلی با نینجا ی نامهربون...

اینم فسقلی هایی که کنفرانس دادن....


ما را در سایت کلاس اولی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 26